خودنمایی

زمانی که به تماشای یک نمایش می‌روید، نظر شما درباره‌ی عملکرد آن تحت تأثیر بازیگران، لباس‌ها، دکور صحنه، وسایل و هر چیز دیگری که در معرض دید است، قرار می‌گیرد. شما هرگز گره خوردن سیم‌ها یا انباشته شدن لباس‌های پشت پرده را نمی‌بینید. این موضوع در مورد کار شما نیز صدق می‌کند. اگر می‌خواهید ایستاده تشویق شوید، پس بخش‌های قابل رؤیت کار شما باید "بدرخشند" - یعنی به شکل مثبتی توجه مردم را به خود جلب کنند.

در تجربیات شخصی، نور افکن‌ها معمولاً روی ارائه‌ها در جلسات هیئت مدیره، جلسات انفرادی با اعضای تیم، نحوه‌ی اداره‌ی جلسات هفتگی بررسی کسب و کار و مواردی از این دست می‌تابد. اگر انتظار داریم ذی‌نفعان مؤثر درباره‌ی ما نظر مثبتی داشته باشند – که البته خواهان آن هستیم – پس بخش‌های قابل مشاهده‌ی عملکرد ما باید پیامی مناسب را منتقل کنند.

“نتایج قابل مشاهده” به هر بخشی از کار شما اشاره دارد که توسط سایر افراد دیده می‌شود. گزارش، طرح، نمونه، ارائه، رویداد و یا هرچیزی از این دست. یکی از راه‌های اندیشیدن درباره‌ی عامل “درخشش” این است که کار خود را بر اساس سطح قابلیت دیده شدن و اهمیت طبقه‌بندی کنید، که به شما چهار گروه زیر را میدهد.

به فعالیت‌های با اهمیت و قابلیت دیده شدن بالا، “ستاره ساز” گفته می‌شود که پتانسیل قابل توجهی برای افزایش قدرت سیاسی دارند. فعالیت‌های ستاره ساز در هر شغلی وجود دارد. اگر از شما خواسته شود که یک برنامه ناهار برای کل شرکت را برنامه ریزی کنید، ارائه‌ای برای مدیران ارشد داشته باشید یا یک مشکل فنی سخت را حل کنید، بد نیست کمی تلاش کنید تا کار شما به یاد ماندنی باشد. یک دسر ویژه پس از ناهار سرو کنید، قالبی جذاب برای جزوه‌های مدیران ارشد طراحی کنید، یا راه حل خود را در جلسه‌ی کارکنان ارائه دهید. اما باید مراقب باشید. هدف اینجا این نیست که به یک خودستا و آزاردهنده تبدیل شوید، بلکه هدف انجام کار با کیفیت به شکلی است که ادراکات مثبت ایجاد کند. اگر آن مشکل فنی سخت مربوط به کار همکارانتان نیست، پس آن را در جلسه‌ی کارکنان به اشتراک نگذارید. اما اگر مربوط است، شما فرصتی ایده آل برای کمک کردن و “درخشیدن” همزمان دارید.

از سوی دیگر، فعالیت‌هایی هستند که بسیار دیده می‌شوند اما اهمیت کمی دارند. این‌ها شامل مواردی هستند که به صورت روتین انجام می‌شوند و همین که در اجرای آن‌ها مشکلی رخ دهد، به سرعت پخش شده و دیده می‌شوند. برای مثال یک کارشناس مالی که به صورت روتین گزارشات ماهیانه‌ی مالی را برای مدیران ارشد ارسال می‌کند را در نظر بگیرید. تا زمانی که گزارشات از دقت لازم برخوردارند، همه چیز آرام است، اما همین که کوچکترین خطایی در دیتا وجود داشته باشد، همه متوجه موضوع خواهند شد. برای اموری از این دست باید راهکاری داشته باشید که به شما اطمینان دهد این کارها به شکل درستی انجام می‌شوند. ایجاد فرآیند، رویه‌های استاندارد یا قالب‌های گزارش دهی معمولاً بهترین رویکرد برای این کارها است.

هر وظیفه‌ای که هم اهمیت پایینی دارد و هم قابلیت دیده شدن ندارد، “اتلاف وقت” است که باید حذف شود یا فقط حداقل توجه لازم را دریافت کند. این کارهای اداری هیچ بازده‌ای برای پیشرفت شغلی ندارند.

گاهی اوقات، به هر دلیلی یک کار مهم، نسبتاً نامرئی است. بسیاری از «وظایف شفاف» از این دست هستند و هر تلاش بدون فکر برای بزرگ‌نمایی آن‌ها منجر به بازخوردهای منفی خواهد شد. بازخوردهایی از قبیل «اصلاً برای همین حقوق می‌گیری» یا ایجاد ذهنیت منفی در بین همکاران به عنوان کسی که اهل خودنمایی است. به جای خودنمایی بیهوده باید از فرصت‎های مشروع برای دیده شدن کار استفاده کنید. برای مثال یک راهبرد مفید این است که از این وظایف نامرئی اطلاعاتی جالب استخراج کنید. واقعیت‌ها، ارقام و داده ها مانند طعمه برای مدیران، که معمولاً معتاد به اطلاعات هستند، عمل می‌کنند. اگر میخواهید توجه یک مدیر را به چیزی جلب کنید، به او یک عدد بدهید. برای مثال فرض کنید وظیفه‌ی شما ارائه‌ی خدمات به کاربران یک نرم‌افزار موبایلی است. پشتیبانی از کاربران امر بسیار مهمی است. اگر بخواهید درباره‌ی این کار خودنمایی کنید و در محافل مختلف از اینکه روزانه تعداد زیادی تماس را پاسخ می‌دهید حرف بزنید، به احتمال زیاد با بازخوردهای منفی روبرو خواهید شد. اما اگر به جای این کار، یک گزارش آماری از مشکلات کاربران تهیه کرده و به مدیران ارائه کنید، آن وقت می‌توانید به شیوه‌ای مثبت کار خود را نمایش دهید. راهکار دیگر می‌تواند توسعه‌ی معیارهایی برای ارزیابی «وظایف شفاف» باشد که تقریباً همیشه باعث افزایش دیده شدن آن‌ها (و شما) خواهد شد.

در نهایت، باید تمام کارهای قابل مشاهده را از نظر دقت، کیفیت و ظاهر چندین بار بررسی کنید. اگر مدیر هستید، لطفاً بدانید که شما بر اساس عملکرد همه‌ی افراد در حوزه‌ی کاری خود ارزیابی می‌شوید. من یک مدیرعامل را میشناسم که دستیار اجرایی او، یک زن جوان باهوش و کارا، عادت ناخوشایندی به ارسال ایمیل بدون بررسی آن دارد. اشتباهات املایی و دستوری نه تنها در مورد او، بلکه همچنین در مورد رئیس او – و در واقع در مورد کل شرکت – منعکس می‌شوند. خطاها، حذفیات یا نامرتب بودن باعث خواهد شد دیگران فرضیات منفی در مورد عملکرد شما حتی در زمینه‌های دیگر داشته باشند.